شاد میگویم

شادمانم

شاد میگویم

شادمانم

شادمان باش

  • ۰
  • ۰

لطفا این تست رو بزنین تا خودتون رو بیشتر بشناسین

www.khodshenas.ir/archetype/test

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

میدونین چقد حال میده همسر یه عااالمه انار دون کنه و صبح که بیدار میشی صبحونه ات بشه انار دونه شده؟ 

خیلی حال میده

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

خب به درخواست یکی از خواننده های خوب وبلاگم یکم توضیح میدم درمورد تفاوت تافل و ایلتز تا راحت بتونین انتخاب کنین. 

تافل در حال حاضر یک ازمون اینترنتی هست. البته مدل کاغذی هم وجودداره که داره کم کم منسوخ میشه و منظور ما از تافل, تافل اینترنتی یا همون IBT هست. در این ازمون اینترتی, همه ی مهارتهای شما اینترنتی سنجیده میشه و بر خلاف ایلتز اینجوری نیست که یه مصاحبه کننده روبروی شما باشه و باهاتون رو در رو حرف بزنه. برای مهارت speaking سوالاتی ازتون پرسیده میشه و شما جواب اون رو میگین. جواب شما ضبط میشه و بعدا از طریق یک گروه داوری میشه. برای ازمون writing هم همینطوره. متن رو تایپ میکنین و ارسال میکنین. یک گروه داوریش میکنن. برای دو تا مهارت دیگه هم سوالات رو توی کامپیوتر جواب میدین و جوابهاتون ارسال میشه. مثلا برای listening, متن برای شما پخش میشه و شما باهدفون اونو گوش میکنین. 

خب یه تفاوت ایلتز در همین مصاحبه کننده ی حضوری داشتنه. در تست speaking, این میتونه مثبت یا منفی باشه که بستگی به خودتون داره. مثلا من ترجیح میدم وقتی حرف میزنم روبروم یه ادم واقعی نباشه تا اگر سوتی دادم اعتماد به نفسم پایین نیاد و راحت رد بشم برم سر ادامه ی قسمتها. اما بعضیا چون معتقدن توی نگاه اول  و توی دیدار حضوری تاثیر خیلی خوبی میتونن روی مخاطب بذارن, با آیلتز راحت ترن. 

البته یه موضوع دیگه هم هست. در تافل شما با یک کامپیوتر سروکار دارین که زمان بندی مشخص خودش رو داره. ولی در آیلتز شما با یک انسان طرفید.مثلا اگه بدجوری سرفه کنین مصاحبه کننده ی ایلتز میتونه به شما زمان بیشتربی بده برای اروم شدن و ادامه ی صحبت ولی در تافل امکان گرفتن زمان اضافی وجود نداره. 

در ازمون تافل شما با لهجه ی امریکن سروکار دارید و در ازمون ایلتسر, سوالات با لهجه های مختلف انگلیسی وجود دارند. نمره بندی ازمون ایلتز از ۱ تا ۹ هست و ازمون تافل تا ۱۲۰ هست. اکثر دانشگاهها ی معتبر هر دو ازمون رو قبول دارند. البته برای مهاجرت, عموما ایلتز پذیرفته میشه. 

از نظر آسانی و سختی نظرات متفاوت هست. آزمون آیلتز معمولا دارای سوالات تحلیلی است که برخی معتقدند, فارغ از سطح زبان انگلیسی, تحلیل کردن این سوالات , آیلتز را دشوار میسازد. عده ای دیگر, زمان تافل و اینکه ""آدم وقت کم می آورد"" را باعث سختی تافل میدانند. 


  • شا دان
  • ۱
  • ۰

من به عنوان یک شخصیت ارتمیس اتنا که بعد ارتمیس هم درش خیلی پررنگتره, واقعا نمیتونم مدت زیادی نقش یهادم خونه دار رو بازی کنم. استقلال مالی بشدت برام مهمه. البته همچنان تدریس زبان هست, اما شرکت کلا جم شد و من دنبال یه راه جایگزینم. کلا امروز کلافه بودم. حس و حال هیچکاری نداشتم. همسرهم برخلاف سایر پنجشنبه ها رفت سرکار و من موندم و یه خروارکار خونه. و البته یه عالمه کار دیگه. خلاصه اینکه منم عملا هیچکاری نکردم بجز نشستن و حرص خوردن و البته وبگردی. فقط زحمت کشیدم یکم خرید کردم واسه شام امشب که فلافله. و فلافل رو هم دارم درست میکنم. به هرحال, تو سایت شیپور یه موقعیت شغلی مناسب دیدم که حالم خوب شد. باید برم یه رزومه ی مناسب درست کنم. البته امشب که به همین فلافل برسم بسبار زحمت کشیدم. بقیه کارا واسه فردا. 

راستی, بدجوری دلم سوپرچیپس میخواد و به همسر گفتم برام بخره. ولی خیلی بعیده یادش بمونه عشقم.

  • شا دان
  • ۱
  • ۰

آقا یکی به من بگه چجوری همسرمو متقاعد کنم شروع کنه به خوندن واسه تافل.:-\

  • شا دان
  • ۰
  • ۰


دیشب من یه مشکلی داشتم


روی مقالم داشتم کار میکردم و اندنوت ارور میداد


بیشتر از دو ساعت


بعد یه لحظه یادم اومد که نوی قانون جذب میگه گه وقتی چیزی میخوای باید باور کنی که اون اتفاق افتاده و رهاش کنی


من یه لحظه فکر کردم که پاشم چای درست کنم به این نیت که تا اب جوش میاد اینم درست شده من واسه استراحت چای میخورم


تا قبل اینکه اب جوش بیاد درست شد


و حدود ده دقیقه بعدش کلا تموم شد کارم ایمیل زدم رفت


اصن عجییبه همه چی



  • شا دان
  • ۰
  • ۰

امروز دومین روز از سال جدید میلادیه. و من حالم عالیه. دارم کلم پلو درست میکنم.  و شکر گزارم. امروز روز دوم از شکرگزاری ۲۸ روزه ی منه. و من سرشار از انرژی ام. میخوام بعد از آشپزی خونه رو مرتب کنم و بعد برم دوش بگیرم.بعدش بیام شکرگزاری امروز رو باعشق انجام بدم و برم نیازمندیها بخرم واسه کار و بعدش هم برم کلاس هیجان انگیز شخصیت شناسی

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

بعععععله. یه کار هیجان انگیز جدید. من دارم میرم کلاس شخصیت شناسی.و این خیلی باحال و دوست داشتنیه. مثلا من الان فهمیدم یکی از اعضای خونواده که هیلی همیشه باهاش مشکل داشتیم شخصیتش آرس هست و ما اگه بلد بودیم راهکاراشو, انقد باهم به مشکل نمیخوردیم. خیلی دوس دارم کلاس رو. به به

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

تولد

مدت زیادی نبودم و امروز انگار روز تولدمه. چون خیلی چیزا رو دوباره شروع کردم. از جمله نوشتن تو این وبلاگ رو.    از این مدت که نبودم بگم. حدود یک هفته سفری داشتیم به ترکیه. اولین سفر خارجی من  بود که تجربه ی دوست داشتنی ای بود.البته اواخر سفر یه سرمای وحشتناک خوردم که هنوز که هنوزه, همراهمه.  قبل از رفتنمون همه میگفتن وحشتناک سرده, ولی واقعا در مقایسه با هوای سرد تهران, اونجا بهاری,بود. حسی که میگرفتم بسیار شبیه حس ایران بود. ادمها, دعواهاشون, چهره هاشون. تنها تفاوت این بود که خانومها بعضیاشون بی روسری بودن بعضیا با روسری. البته در کمال تعجب چند خانم چادری هم دیدم. اما چهره ها درکل خیلی طبیعی تر از ایران بود. از گونه ها ی برجسته و لبهای تزریقی خبری نبود. بینی عمل شده دیدم ولی خیلی کم, ابروها مدل های ساده ای داشتند و به هیچ وجه مثل ایران نبود. البته اینم بگم که توی ایران هم این موضوع در تهران فوق العاده فراگیر شده و توی سفری که به شیراز داشتم, متوجه شدم که چقدر دخترای شیرازی در عین اهمیت دادن به تیپ و مدل لباس پوشیدنشون, چهره های طبیعی داشتند. ارایش ها کم نبود ولی چهره فرم طبیعی داشت, و اتوبوسهای شیراز, برخلاف متروی تهران, منو متعجب نمیکرد. 

بگذریم, استانبول شهر قشنگی بود. دوسش داشتم, خیابان استقلال یک خاطره ی فراموش نشدنی بود. خیابونی که هرگوشه اش تیاتر یا موسیقی ای در حال اجرا بود و مردم از ملیت های مختلف اونجا جمع بودند.

یه نکته ی خیلی جالب که توجه منو جلب کرد این بود که چقدر میشه از واردات لباس از ترکیه پول درآورد. برندها آف های فوق العاده ای داشتند, طوری که من یک پالتوی بسیار زیبای defacto رو به قیمت ۴۰ لیر خریدم یعنی حدود ۴۵۰۰۰تومان به پول ما. بعضی جیزای دیگه هم خیلی ارزون بود. مثلا گلابی بسیار خوشمزه فقط یک لیر. و ما تو تهران کلا با این قیمت میوه ی درست خسابی نمیتونیم پیدا کنیم  بگذریم. 

زیباتزین جایی که در ترکیه یدم جزیره ی بیوک آدا بود. واقعا طبیعت رویایی بیوک آدا تحسن برانگیزه و واسه همسر سفرهای دریایی هیجان انگیز ترین قسمت ماجرا بود. 

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

غذا

توی شرکتم. باید شرکت رو ثبت کنیم و این کار سختی. کاری که هی ازش فرار کردم. ولی الان باید انجامش بدم دیگه. واسه پیج شرکت کلی مطلب آماده کرده بودم که مورد قبول واقع نشده ظاهرا. باید بریم با شریک جون یه عکسی چیزی بگیریم پس فردا. 

یه چیز جالب، رژیم غذایی من واسه همه عجیبه اینجا. تازه هنوز رژیمآنتونی رابینز رو کامل اجرا نکردم وگرنه همه شاخشون درمیومد دیگه. فعلا فقط صبحانه میوه میخورم و چون دیشب شام برنج خوردم امروز ناهار خودمو با مغزیجات و میوه سیر کردم.  راستی، نمیدونم باید واسه شام چی درست کنم. برم خونه ببینم میتونم ته چین درست کنم یا نه.یعنی مرغ داریم یا نه. فردا خواهر همسر میاد خونمون. و هرچی امشب درست کنم غذای فردا هم هست.چه سخته انتخاب غذا

  • شا دان