شاد میگویم

شادمانم

شاد میگویم

شادمانم

شادمان باش

پربیننده ترین مطالب

۶ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

خوشبختی

این جهانی است که بر پایه ی خوشبختی بنا شده. این جمله از فیلم رازه.

دیروز همسرم با دوتا بلیط کنسرت منو سورپرایز کرد.

من زیبا و سالمم. 

باهوش و هدفمندم.

و اینها یعنی خوشبختی

راستی ،من یه سریال ناهار دارم و یه سریال شام. سریال ناهارم گریز اناتومی هست که تنهایی میبینمش. سریال شامم پریتی لیتل لایرز که با همسر میبینیم. خیلی قشنگن. و روز به روز زبانم بهتر میشه. 

فعلا باشگاه رو هفته ای یک روز کردم تا زمان سابمیت مقاله. خداجونم کمک کن به بهترین نحو انجامش بدم و بهترینها واسم رقم بخوره

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

....

ااالبالبلبببناغفغقعیفازر تغفعقغفثقثشثسقغیثفعقهفغخعحختئ

هیچی. میرم دوش میگیرم سرحال شم.

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

تو سنگنوردی به اون هدفی که تعیین میکنی و قراره بهش برسی میگن تاپ. و به رسیدن به اون میگن تاپ کردن. جالبه که وقتی مسیرت رو ندونی، حتی اگه مسیر راحت باشه، وقت و انرژی زیادی تلف میشه و حتی ممکنه اصلا به هدف نرسی. یه چیز دیگه هم جالبه.وقتی یه مسیر رو بار اول نتونی تاپ کنی، و  در هر تلاش فقط یه گیره  جلوتر بری، در نهایت  تاپ میکنی.

من میخوام یه عالمه هدف تاپ کنم. اولیش تحویل دادان یه آپدیت مناسب از مقاله در روز شنبه است. خدایا کمکم کن. :)

هدف دومی که میخوام تاپ کنم هماهنگ کردن یه کلاسه و گرفتن یه شاگرد فشرده.

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

مطلب نصفه

الان فهمیدم مطلب قبلی نصفه اومده . چراشو نمیدونم فقط.حال ندارم تکمیلش کنم. حالا همچین هم خواننده ای ندارم که نگرانش باشم

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

امروز بعد ازوقفه ی طولانی باز زندگی را شروع کردم. درست از ساعت ۱۲ ظهر امروز شنبه ۴ مهر ۱۳۹۴بلند شدم و تصمیم گرفتم به دنیا بیایم. خانه رو تمیز کردم و دوش گرفتم. ناهار خوردم. لباسها راشستم. و موقع پهن کردنشان ناخواسته یک تکه از آلوئه ورای گلدان را شکستم. اخم نکردم. عصبی نشدم. ژلش را مالیدم روی صورتم و حال کردم. بعله. به همین سادگی. آلوئه ورای نازنین. توکه میدونی من خیلی دوستت دارم. بعدش

اومدم سرمه کشیدم تو چشمام و کلی از چهره ی خودم حال کردم. تیپ زدم و پیام دادم به یه نفر. زنگ زد و اولین جلسه ی ما در مورد مقالمون عالی بود. من بعد از دو سال و نیم 

  • شا دان
  • ۰
  • ۰

غهمیشه جمله ی معروف من این بود که همه رو نمیشه دوست داشت ولی همه رو میشه درک کرد.دیشب با کسی برخورد داشتم که باهاش مشکل داشتم. ارتباطمون بحرانی تلقی میشد. اما من گرم برخورد کردم و اون نیز. و بعد حرفهایی بینمون رد و بدل شد که دوستانه بود و بعد حرفهایی که حرف مشترک بود و.....

به همین سادگی. میتوانم دوستش بدارم

  • شا دان